سوال: بالاخره آمریکا و اروپا کِی از ما راضی می شوند؟آیا اگر ما تمام دستاوردهای هسته ای یمان را به آمریکا تقدیم کنیم ؛ آخر از ما راضی خواهد شد ؟ و اگر راضی نمی شود تکلیف ما چیست؟
پاسخ ما را قرآن در 2 آیه ی 120 می دهد، یعنی 120 سوره بقره و 120 آل عمران
وَ لَن تَرْضىَ عَنکَ الْیهَودُ وَ لَا النَّصَارَى حَتىَ تَتَّبِعَ مِلَّتهَمْ ... [بقره 120]
هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواستههاى آنها شوى، و) از آیین آنان، پیروى کنى.
إِن تمَسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِن تُصِبْکُمْ سَیِّئَةٌ یَفْرَحُواْ بِهَا وَ إِن تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْا إِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ محُیطٌ [آل عمران 120]
اگر نیکى به شما برسد، آنها را ناراحت مىکند و اگر حادثه ناگوارى براى شما رخ دهد، خوشحال مىشوند. (امّا) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهیزگارى پیشه کنید، نقشههاى (خائنانه) آنان، به شما زیانى نمىرساند خداوند به آنچه انجام مىدهند، احاطه دارد
پس روشن است که "هسته ای بهانه است " و دشمن تا دین و گفتمان ما را نگیرد، راضی نمی شود و وظیفه ی ما هم استقامت است . پس در یک جمله " استقامت رمز پیروزیست"
داستانک : (آیا دشمن راضی می شود؟)
وقتى پیامبر اسلام به مدینه آمدند، روزى ابن صوریا (یکى از علماى یهود) با جمعى از یهودیان فدک، نزد پیامبر آمده و سؤالاتى کردند. حضرت همه ى سؤالات آنها را جواب داده و هر نشانه اى که خواستند بیان کردند.
ابن صوریا گفت: یک سؤال باقى مانده که اگر آن را صحیح جواب دهى به تو ایمان مىآوریم و از تو پیروى خواهیم کرد، نام آن فرشتهاى که بر تو نازل مىشود چیست؟ حضرت فرمودند: جبرئیل.
آنها گفتند: اگر میکائیل بود ما به تو ایمان مىآوردیم ... [تفسیر نور، جلد1، صفحه: 166]
در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
شعبان ،ماه من است . در این ماه بر من ، بسیار صلوات بفرستید [زادالمعاد،صفحه49]
داستانک:
حجت الاسلام محقق (داماد آیت الله گلپایگانی) می فرمود:
مرحوم آخوند ملاعلی همدانی رحمت الله حکایت نموده اند : روزی پیر مردی جهت حساب خمس و زکات ، پیش من آمد . متوجه شدم از آن پیرمرد بوی عطر عجیبی بر مشامم می رسد که تا به حال نظیر آن را استشمام نکرده ام .
از او پرسیدم : ای پیرمرد ، از چه عطری استفاده می کنی ؟
گفت : حضرت آیت الله ، این بوی خوش ، قصه ای دارد که تاکنون آن را برای احدی نقل نکرده ام اما چون شما آقای ما هستی ، برایتان تعریف می کنم . قصه این است که :
شبی در عالم خواب پیامبر خدا صلی الله علیه و اله وسلم را زیارت نمودم ، در حالی که آن حضرت نشسته بودند و حدود ده یا بیست نفر اطراف ایشان حضور داشتند و من هم در آن مجلس بودم . حضرت فرمودند : کدام یک از شما بر من زیاد صلوات می فرستید ؟ می خواستم بگویم که من زیاد صلوات می فرستم ، اما ساکت شدم .
بار دوم پرسیدند ، باز هم کسی پاسخ نگفت برای بار سوم حضرت فرمودند : کدام یک از شما بر من زیاد صلوات می فرستد ؟ می خواستم بگویم من ، که با خود فکر کردم شاید دیگران بیشتر از من صلوات می فرستند .
پس آنگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم بلند شده و خطاب به من فرمودند : شما بر من زیاد صلوات می فرستی ، و لبان مرا بوسید. [کتاب صلوات صفحه 122]